هیات بزرگترین رسانه شیعه است

هیئت بزرگترین رسانه شیعه است

یکی از دستاوردهای مهم عزاداری در جامعه شیعه شکل گیری هیئات است هیئاتی که در کنار تمام دستاوردهای فرهنگی و دینی بعضا درگیر چالش‌هایی می شود. هیئات به جهت اینکه رسانه های قوی و بی نظیری در رساندن پیام اهل بیت هستند همواره مورد توجه و عنایت علما و مراجع شیعه بوده و به دقت رصد می شوند. در همین راستا و برای بررسی بیشتر کارکردهای هیأت در جامعه شیعه حجت الاسلام محمود ریاضت با حضور در «نسیم» به تبیین ابعاد مختلف این مسئله پرداخت.

نسیم: تصویر جامعه ما که سی سال از انقلابش می گذرد در رسانه ها اینطور نشان می دهد که فاصله از معنویات نسبت به قبل مقداری بیشتر شده است اما در بزنگاه ها مثل شب های قدر، ایام محرم،...می بینیم حجم جمعیت از قبل خیلی بیشتر است، این تناقض را چطور می توان توضیح داد؟

ریاضت: سوال جامع و مبسوطی است، شاید این مساله را بشود از دو زاویه دید یکی اینکه به هر حال بزنگاه‌ها، یک موج و فضا است قدیم هم اینطور بود کسانی که دوره‌ای از سال، مسجد نمی‌رفتند، شب قدر به مسجد می‌رفتند حتی کسانی که خیلی لاابالی بودند مثلاً در دوره طاغوت با اینکه فساد علنی بود اما مثلاً ماه رمضان مراکز فساد تعطیل بود و سر بزنگاه‌ها مسائلی رعایت می‌شد، چون موج این بزنگاه ها خیلی سهمگین است.

اگر کسی بخواهد مقابله کند، این موج او را می‌برد و اصلاً نمی‌تواند خلاف این جریان حرکت کند چون پتانسیل این جریان خیلی قوی است، ولی اینکه آیا هر کسی که وارد این موج می‌شود فاز معنوی‌اش خیلی بالا است؟ خیر اینطور نیست چون مراتب فرق می‌کند ولی ذات مردم و فطرتشان پاک است.

یک سال یکی از دوستان هیأتی پیشنهاد داد که شما همیشه به قم جمکران و مشهد می‌روید یک بار هم شمال ببرید گفت پدرم ویلایی در نوشهر دارد؛ خلاصه یک اتوبوس گرفتیم و بچه‌ها را هماهنگ کردیم و به شمال رفتیم، واقعاً فضای آن مجموعه ویلاهایی که ما مستقر شدیم خیلی ناجور بود که همه بچه‌های هیأت به این فرد بد و بی راه می‌گفتند که ما را کجا آوردی.

ماجرای دعای کمیلی که پشت به قبله و رو به دریا خوانده شد

جای ما اینجا نیست و باید در خانه بمانیم و این دو روز بیرون نیاییم، اما فردا اتفاقی خیلی عجیب افتاد که ذهنمان را تغییر داد، هوا طوفانی و بارانی شد و بعدازظهر هیچ کس بیرون نیامد، غروب شد ما که نماز را خوانیدم، یکی پیشنهاد  داد حالا که کسی نیست ما کنار ساحل برویم و امشب دعای کمیل را کنار ساحل بخوانیم، برای اولین بار ما پشت به قبله رو به دریا نشستیم و دعای کمیل خواندیم، نه بلندگو بود و نه تشکیلاتی.

شاید دو سه صفحه بیشتر نخوانده بودیم که صدای گریه می شنیدیم برگشتیم دیدیم تمام این ویلاها و زنها و مردها که می‌گفتیم وضع آن ها ناجور است آمدند نشستند و چندان هم وضع حجاب درستی نداشتند (این همان حرف حضرت آقا است که گفتند ممکن است ظاهر طور دیگری باشد اما دلش اینجاست) وقتی دعا را تمام کردیم، خانمی آمد پانصد تومان داد و گفت بگوئید روضه موسی ابن جعفر بخواند.

آمدنشان یک بحث است و اینکه آمد پانصد تومانی داد و گفت روضه بخوان بحثی دیگر است، از پسر این خانم سئوال کردم که این قصه روضه موسی ابن جعفر چیست؟ گفت خواهرم دیروز داشت در دریا غرق می‌شد مادرم نذر موسی ابن جعفر کرد که خواهرم نجات پیدا کند، زمانی که شما شروع به خواندن دعای کمیل کردید مادرم گفت خدا اینها را رسانده تا نذر من ادا شود.

اصلاً دید کل بچه‌های هیأت، درباره کل این مجموعه تغییر کرد که بله وقتی است که واقعاً مردم تحت تأثیر جو قرار می‌گیرند، چرا جو جامعه ما به این سمت رفته که شما نگاه می‌کنید ظاهرش معنوی نیست و به نظر می‌رسد که از معنویات فاصله گرفته است، چون ما و اصحاب رسانه جو را ایجاد کرده ایم؛ باید بپذیریم که مردم تحت تاثیر فضا سازی قرار می‌گیرند.

شب عاشورا و شب تاسوا در خیابان‌ها قدم بزنید و عکس بگیرید می‌بینید در طول سال آنهایی که هیئت نمی‌روند حتی کسی که سگ در دست دارد اصرار دارد که یک غذا بگیرد یعنی انگار مردم و حتی کسی که هیچ مشخصه‌ معنوی ندارد دوست دارند که کسی ببیند که اینها غذایی از هیئت گرفتند و این یعنی اینکه می‌خواهد بگوید من دلم به این سمت است.

دشمن ممکن است با فضاسازی بر مو، لباس و ... جوان ما اثر گذارد، اما دل جوان ما را نمی‌تواند بگیرد

می‌خواهم بگویم دشمن هر چقدر که بخواهد فضاسازی کند ممکن است مو، لباس،... جوان ما بردارد اما دل جوان ما را نمی‌تواند بگیرد، چون این دل او اینجا است؛ برای اینکه این دل و باطن یکی شود و الظاهر عنوان باطل بشود، یک زمان می‌بینید آنهایی را که ظاهرشان مثبت نیست اما باطن آن ها خیلی پاک است، مقصر ما هستیم که در جایی طوری فضاسازی کردیم که فضا به سمت ریا رفته است و اخلاص را از آن گرفتیم.

چه کسی گفته در مجلس امام حسین اگر ریا هم بکنیم پذیرفته است؟

یک ایراد که از بچه هیأتی‌ها می‌گیرم این است که چرا در مجلس امام حسین می‌گویید ریا هم بکنی درست است؟ امام حسین می‌پذیرد، کجا گفتند می‌پذیرد؟ آیت الله بهجت می‌گوید «مجلس امام حسین از افضل قربات است» پس نیت قربه الی الله قصد اخلاص دارد و قصد ریا ندارد.

مقام معظم رهبری فرمودند که گام چهارم انقلاب فضاسازی معنوی است

دو جور فضاسازی منفی داریم یکی برای کسانی که به هر حال زمینه دارند و اگر فضا منفی شود به آنطرف می‌روند و اگر فضا را به این طرف بیاوریم مثل وقتی که سر بزنگاه موجی ایجاد می‌شود آنها را به این طرف می‌آورد و ما باید این سر بزنگاه‌ها را زیاد کنیم؛ مقام معظم رهبری فرمودند که گام چهارم انقلاب فضاسازی معنوی است، ما فکر کردیم باید برویم خیابان‌ها را ببندیم و نماز را وسط خیابان بخوانیم و این غلط بود.

معنی فضاسازی معنوی این نیست که برویم در پارک نماز بخوانیم و مسجد خالی بماند! باید در بحث فضاسازی دید خود را گسترده کنیم و از آن طرف جلوی فضاسازی منفی را بگیریم؛ الآن ببینید مثلاً صدا و سیما شب عید غدیر یا شب تولد امام رضا یک برنامه گذاشته بود که شب تولد گریه همه را درآورد یا مثلاً شب عید غدیر برنامه‌ای گذاشته بودند که بعضی از سریال‌هایی که پخش می شد قسمت‌های که عزا بود با شب عید همزمان می شد!

این مسائل، زدگی ایجاد می‌کند؛ فضایی را که در شب عید غدیر ایجاد کنیم فضایی نیست که مثلاً شهید نشان دهیم که همه گریه کنند و سینه بزنند، مگر مقام معظم رهبری نفرمودند در مولودی‌ها روضه نخوانید که فضاسازی‌های ما منفی است؛ ما این مورد را باید از هر دو سو داشته باشیم، فضاسازی آنطرف کمی خطرناک شده است که ظاهر مذهبی است و باطن یعنی در عمل و رفتار خلاف آن دیده می‌شود.

 

 

 

گاهی اوقات به همین دلیل است که بعضی‌ها پس می‌زنند؛ ایام محرم است و این جمله در مقتل خیلی ذهن من را درگیر کرده است که امام حسین در مسیری که به طرف کربلا می‌آمدند دو نفر را دیدند که از طرف کوفه می‌آیند فرمودند این دو نفر را بگویید بیایند تا خبری از کوفه بگیرم، وقتی آنها خدمت حضرت آمدند گفتند کوفه چهار کلمه است «قلوبهم معک اما سیوفهم علیک»؛ در دل تو را دوست دارند، اما اگر بیایی شش ماهه تو را سر می‌برند.

اتفاقاتی که در جامعه ما اتفاق می‌افتد همان پارادوکسی است که 1400 سال پیش در کوفه و کربلا اتفاق افتاده است، این جمله به تعبیر استاد ما یک محرم و صفر، یعنی60 شب، از زوایای مختلف قابل طرح می‌باشد، یک معنایش این است که حسینی که ما در ذهنمان ساختیم با حسینی که واقعیت دارد متفاوت است؛ چون ما در ذهن خود نهادینه کردیم که همین است یعنی ایشان را مطابق میل خود ساختیم.

طبق روایات تا ذهنیت شیعه از امام زمان(عج) با آنچه که واقعیت دارد، یکی نشود، اسبی زین نخواهد شد

حالا این اتفاق می‌افتد که می‌گوییم آن حسینی که بیرون است غلط است و آن حسینی که در ذهن ساختیم درست است، مردم کوفه گفتند که حسین دین ندارد «ان الحسین خرج عن دین جده و گفتند ما دین داریم؛ الآن یکی از علت‌های تأخیر ظهور هم همین است که ما یک امام زمانی در ذهن خود داریم، روایات این را می‌گویند که تا چیزی که در ذهن شیعه است با آنکه بیرون است یکی نشود اسبی زین نخواهد شد.

حرف انقلاب این بود؛ تو که حسینی هستی چرا آن چه که در ذهن خود ساختی با واقعیت تفاوت دارد

از بعد فرهنگی و اعتقادی تمام دغدغه انقلاب اسلامی هم همین بود؛ که اگر تو مسلمانی آن چیزی که به عنوان یک مسلمان در ذهن تو است این نیست که در مقابل ظلم  و ناحق سر فرود بیاوری، حرف انقلاب این بود که تو که حسینی هستی و هیئت می‌روی و ناهار می‌دهی چرا آن چه که ساختی با آن چیزی که بیرون است دو جور است یعنی هدف عمده امام این بود که آن چیزی که در ذهن شما است باید با مصداق بیرونی‌ آن یکی باشد.

حالا در ابعادی انقلاب اسلامی پیروز شد و این مساله را به حقیقت رساند اما آیا این در مورد بعد شخصی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی فرهنگی محقق شده یعنی آیا آن چیزی که به عنوان اسلام به معنای کلی‌ و شیعه در ذهن ما است با آن که بیرون است یکی است؟! اگر این پارادوکس را حل نکنیم در نهایت خطرناک می‌شود؛ یعنی همان روایتی می‌شود که فرمود «اذا یظهر ولدی المهدی یخرج من هذا الامر من کان یری انه من اهل»؛ موقعی که مهدی ظهور کند دسته‌ای از یاران پسرم مهدی خارج می‌شوند اینها چه کسانی هستند؟ اینها کسانی هستند که اگر در دوره غیبت به آنها نگاه می‌کردید می‌گفتید اگر امام زمان بیاید دست راست امام زمان می‌شود یعنی همه مراسم مذهبی‌ او ترک نمی‌شده است؛ روایت در الزام الناس مرحوم حائری است این روایت خیلی عجیب است، یعنی آنهایی که ظاهرشان درست است اما باطنشان پارادوکس دارد همان «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» می‌شوند.

یعنی در عمل پس می‌زند و بعد می‌گوید، عده‌ای پشت سر امام زمان می‌آیند که در دوره غیبت اگر به اینها نگاه می‌کردی می‌گفتی گروه خون آن ها به امام زمان نمی‌خورد و اصلاً دین ندارد این یا خورشید می‌پرستد یا ماه، همان که الآن می‌بینیم خیلی‌ از افراد ظاهرشان نیست اما سر بزنگاه می‌بینیم خیلی دیندارتر از امثال بنده هستند.

هیئت بزرگترین رسانه شیعه است

این مساله را کجا باید حل کرد؟ بخش مهمی از آن کار رسانه است و بخشی هم کار هیئت، یعنی باور کنید هیئت بزرگترین رسانه شیعه است یعنی اگر درست تبیین شود و کارکرد خود را درست بشناسد بزرگترین رسانه ما مذهبی‌ها هیئت است که متأسفانه ما از این پتانسیل در این 35 سال استفاده بایسته نکردیم.

نسیم: در جائی از سخنانتان گفتید ما امام حسین را  مطابق ذائقه خود ساخته ایم، اینکه امام حسینی واقعی برای مردم بسازیم وظیفه کیست؟ آیا این مساله اصلا امکان پذیر است؟

متوکل 18 بار کربلا را شخم زد و حرم ابی عبدالله را تخریب کرد

ریاضت: وظیفه همه است، گفتم پتانسیل این مورد خیلی قوی است و هیچ کس نمی‌تواند با آن مقابله کند چون یک موج است اگر بخواهی با آن مقابله کنید شما را می‌برد، پس کسی نمی‌تواند با قصه محرم مبارزه کند، در طول تاریخ 1400 سال حکومت‌های متفاوت در کشورهای مختلف اسلامی آمدند که امام حسین علیه السلام را از بین ببرند، متوکل 18 بار کربلا را شخم زد و حرم ابی عبدالله را تخریب کرد.

حالا بعد از 1400 سال، یک نفر را پیدا کنید حتی از وهابی‌های سلفی یزیدی و بپرسید که قبر متوکل کجاست؟ اگر توانستند به شما نشان بدهند در صورتی که اگر شما به گاوپرستان عالم بگوئید که قبر سه ساله امام حسین علیه السلام کجاست همه نشان می‌دهند؛ این چیزی است که کسی نمی‌تواند با آن مقابله کند، امروز هیچ اثری از متوکل نیست ولی از امام حسین، حضرت عباس، حضرت علی اصغر، سه ساله امام حسین است و روز به روز هم پررنگ‌تر می‌شود.

رسانه ما گاهی اوقات روی شور می‌دمد ولی گاهی اوقات مطلق روی شعور می‌دمد

اینها می‌خواهند چراغی را که خدا روشن کرده است با فوت خود خاموش کنند اما چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد؛ وظیفه حاکمیت هم است که متأسفانه حالا رسانه ما گاهی اوقات روی شور می‌دمد ولی گاهی اوقات مطلق روی شعور می‌دمد، بالاخره ما فقط با دو بال می‌توانیم پرواز کنیم این که مثلاً واقعه عاشورا و پیام‌هایش را تحلیل کنیم این خوب است شعور را بالا ببریم ولی بدون شور نمی‌شود.

حلقه مفقوده ما همینجا است که از کارکرد هیئت به عنوان شعور غافلیم

یا اینکه فقط شور داشته باشیم البته که بدون شعور نمی‌شود؛ هیچ پرنده‌ای با یک بال نمی‌تواند بپرد به دو بال نیاز دارد در فضای شعائر حسینی هم ما به دو چیز نیاز داریم شور و شعور، متأسفانه این مورد گاهی اوقات گم شده است، حلقه مفقوده ما همینجا است که از کارکرد هیئت به عنوان شعور غافلیم که اتفاقاً اگر شعور باشد شور آن خیلی بیش‌تر می‌شود.

مثلاً یادم می‌آید چهار سال پیش که امام زاده علی اکبر به منبر می‌رفتم شب سوم ساعت 11 کسی با من تماس گرفت که من از فلان مجله می‌خواهم مصاحبه تلفنی داشته باشم و گفتم بفرمایید گفت ما با علماء صحبت کردیم می‌گویند خوب نیست که مثلاً شماها که سخنران‌های معروف و مشهوری هستید به جاهایی بروید که مداح‌محور است یعنی می‌خواستند من را تحریک کنند که امامزاده علی اکبر نروم!

بعد من گفتم کجا که ما می‌رویم مداح محور است؟ گفت امامزاده علی اکبر گفتم چه کسی تعیین می‌کند که امامزاده علی اکبر مداح محور است گفت خود دست اندرکاران آن هیئت گفتم بارها من از خود آقای کریمی در جلساتی که برای خادمین و دست‌اندرکاران مجموعه می‌گذارد بارها شنیدم که همه ما در این مجموعه نوکریم سخنران یک جور، مداح یک جور، آبدارچی، کفش جفت‌کن، کسی که سینه می‌زند یک جور،... اینجا امام حسین محور است.

یک مشکلی که وجود دارد این است که متأسفانه به جای اینکه بیاییم بین شور و شعور تلفیق کنیم، چند سالی در جامعه ما حتی بزرگان ما در این قصه لغزیدند و مقابله ایجاد کردند! در سخنرانی 80 درصد شعور و معرفت و 20 درصد شور با سخنران است از آن طرف در مداحی20 درصد شعور با مداحی 30 درصد با شعر و سبک پخته، که الحمد لله مداح‌ها دارند، و 50 درصد شعور است.

نفی کردن مداحان باعث می‌شود ما هم از شور بیفتیم و هم از شعور

بین این دو، فاصله ایجاد کردند یعنی غالب جلسات بین سخنران و مداح اختلاف‌نظر و درگیری وجود دارد، چون بزرگان ما مداحان ما را نفی می‌کردند و این کار سودی ندارد و باعث می‌شود که ما هم از شور بیفتیم و هم از شعور؛ من به یکی از بزرگان گفتم یعنی مملکت ما هیچ مسئله‌ای نداشت که شما در یک جلسه خیلی مهم مثلاً استاد احمد خاتمی در خبرگان یک ساعت در مورد شعرهای آقای کریمی حرف زدند، این مورد  بد است.

متأسفانه در جاهایی این کارکرد دچار مشکل شد و بین دو نفر که متولی شور و شعورند فاصله ایجاد شد، ما نباید اجازه بدهیم که دشمن از این قضیه سوء استفاده کند من فکر می‌کنم که این موضوع از سوی دشمن بود که برای بهم ریختن جلسات این کار را بکند، الحمد لله علماء سخنرانان و هم مادحین این مسئله را فهمیدند و الآن این فضا خیلی بهتر شده است.

مثلاً آقای کریمی به من می‌گفتند شما که منبر می‌روید سعی کنید اول سخنرانی مسئله هم بگویید و این خیلی مهم است که ایشان به من این مورد را متذکر شود در صورتی که اصلاً خیلی‌ از افراد کسر شأن می‌دانند که سخنران مسئله بگوید، این نشان می‌دهد کسی که به عنوان محور است دغدغه فهم دارد.

نمی‌خواهد مستمعش دو سه ساعت وقت بگذراند و حداکثر عزاداری خیلی شیکی بکند و با انتشار یک سی دی تمام شود چون عقیده دارد که فردای قیامت باید جوابگو باشد البته خیلی‌ از افراد دیگر این دغدغه را دارند، متأسفانه بعضی از سخنرانان در این فکر هستند که از همان بای بسم الله گریه بگیرند و این هم غلط است کار سخنران سخنرانی و دادن معارف و شعور است.

سه اصل و کارکرد هیئت‌ها، کارکرد معرفتی، کارکرد تربیتی و کارکرد بصیرتی است

من فکر می‌کنم که آن سه شاخصه اصلی هیئت اگر توسط آقایان، مادحین، سخنرانان و رسانه‌هایی که در عرصه هیئت و امور فرهنگی مثل این کار می‌کنند، برجسته شود خیلی قوی باشد و آن سه اصل و کارکرد هیئت‌ها این است:  کارکرد معرفتی، کارکرد تربیتی و کارکرد بصیرتی؛ شما هر چالشی در هیئت‌ها می‌بینید ناشی از خلأ در یکی از این سه حوزه است، یعنی هر جا که می‌گویید اینجا آسیب دارد به یکی از این سه حوزه بر می‌گردد.

و علتش هم این است که ما تبیین نکردیم، بالاخره بزرگان ما این نقص را باید قبول کنند که چرا ما بعد از 35 سال 22700 هیئت در تهران داریم؟ و به تعبیر یکی از اساتید ما 22 هزار و 700 امام حسین داریم، یعنی شما می‌بینید امام حسین این هیئت با امام حسین آن هیئت فرق می‌کند، نه تنها این هیئت با آن هیئت بلکه در همان هیئت هم آن کسی که سینه می‌زند با آن کسی که در صحن است یا آن کسی که بیرون است و... تصور متفاوتی از امام حسین دارند!

 

 

 

من جلسه‌ای می‌رفتم شب سوم جمعیت خیلی زیادی می آمد شب سوم دیدم که جلو را به اندازه 150 نفر جا خالی کردند به مسئول هیئت گفتم که اینجا را غیر انتقاعی کردید؟ مردم پشت در منتظر هستند؛ یک چنین هیئتی، بعداً هم جمع شد و به هم خورد، اگر اخلاص در آن نباشد جمع می‌شود، گفت حاج آقا امشب بچه‌های مداح فلان هیئت، مهمان ما است و قرار است بخواند گفتم بیاید بخواند چرا اینجا را اینطور کردید.

گفت حاج آقا می‌دانید بچه‌های ما فقط برای روضه مداح خودمان گریه می‌کنند ایشان گریه‌کنان خود را می‌آورد این یعنی چه؟! این یک کارکرد معرفتی است، هیئت باید بالاخره یک خروجی داشته باشد شما اگر بخواهید معرفت بدهید با فقط یکبار سخنرانی معرفت نمی‌آید این باید تکرار شود و تکرار، تا در ذهن بماند.

تا بعد معرفتی هیأت را قوی نکنیم، تربیتی شکل نمی‌گیرد

زمانی هیئت‌ها سایت داشتند اما فقط مداحی می‌گذاشتند حالا به این سمت رفتند که سخنرانی را هم مکتوب کنند، این مورد بعد معرفتی را دارد ما تا بعد معرفتی را قوی نکنیم، تربیتی شکل نمی‌گیرد؛ دغدغه‌ای که امروزه پدر و مادرها دارند این است که می‌گویند بچه‌هایمان که می‌روند هیئت ادبیاتشان عوض می‌شود ولی خیلی از هیئت‌ها هم اینطور نیست، چرا این طور است چون رسانه ای است که کارکرد بسیار مثبتی دارد.

چرچیل در پارلمان انگلیس گفته: سه چیز را نمی‌توانیم از شیعه‌ها بگیریم قرآن، نهج البلاغه و حسین

منتهی یک مقدار از آن قدرتی که دارد غافل شده‌ایم و از آن طرف دشمن خیلی کار کرد یک جمله شنیدم نمی‌دانم درست است یا خیر گفتند که چرچیل در پارلمان انگلیس گفته است که سه چیز را نمی‌توانیم از شیعه‌ها بگیریم قرآن، نهج البلاغه و حسین، این سه مورد در خون و ژن اینها است و گفت می‌توانیم کاری کنیم قرآن داشته باشند نداشته باشند، نهج البلاغه داشته باشند و نداشته باشند یک کاری می‌کنیم حسین داشته باشند اما نداشته باشند.

یعنی آن چیزی که درون ما است با آن چیزی که بیرون ما است یکی نباشد، گفت قرآن را خودمان چاپ می‌کنیم، تا سه چهار سال پیش، البته مسئولین اوقاف زود متوجه شدند، هنوز هم در بعضی از مساجد قرآن عثمان طه بدون ترجمه است یعنی قرآن دارم ولی ندارم، چه می‌فهمم همه که عربی بلد نیستند.

مثلاً ما نمایشگاه قرآن برگزار می کنیم یعنی چه مگر قرآن برای نمایش دادن است؟ این یعنی چه؟ اسمش را می‌گذاریم نمایشگاه قرآن بگذاریم کارهای هنری دینی مثلاً نمایشگاه کارهای هنری قرآنی، من یک جا رفتم خطبه عقد بخوانم آن چیزی که نوشته بودند مثلاً مهریه یک جلد کلام الله مجید یک زوج آیینه و شمعدان، بعد یک نفر گفت حاج آقا قیمت قرآن را تعیین کنید گفتم یعنی چه؟

قرآن که قیمت ندارد هدیه است گفت هدیه‌اش را تعیین کنید گفتم من وکیلم، الآن در پرونده‌هایی که مهریه را اجرا گذاشتند می‌گویند یک جلد کلام الله مجید از 700 تومانی داریم تا قرآن 70 میلیونی! الآن بعضی‌ها در مهریه‌ها  دچار اختلاف شدند که این کدام قرآن است و این به دلیل این است که ما نمایشگاه درست کردیم و گفتیم این قرآن اینقدر می‌ارزد.

ما با امام حسین هم همین کار را کردیم آن بعد معرفتی خالی شده است بعد تربیتی هم نیست؛ امروز در جامعه ما می‌گویند فلانی نابغه قرآنی است چرا؟ چون قرآن را از اول تا آخر می‌خواند حفظ است و از آخر به اول هم می‌خواند، کسی نیست بگوید اگر قرار بود قرآن برعکس خوانده شود، بر عکس نازل می‌شد؛ این یعنی چه؟ آیا قرآن برای این نازل شده که بر عکس بخوانیم؟

یکی را در برنامه ماه عسل آورده بودند گفتند ضربدری می‌خواند، پروانه‌ای می‌خواند؛ این یعنی چه؟ این یعنی شما از هدفی که دارید دور شدید، یعنی شما قرآن دارید ولی قرآن ندارید، چون قرآن این نیست.

آنقدر که نهج البلاغه شارح غیر شیعه دارد، شارح شیعه ندارد

گفت نهج البلاغه را خودمان چاپ می‌کنیم و اصلاً خودمان می دهیم شارحین شرح کنند، شما الآن می‌بینید آنقدر که نهج البلاغه شارح غیر شیعه دارد، شیعه ندارد! ابن ابی الحدید سنی می‌گوید من هزار بار نهج البلاغه را خواندم جورج جرداق مسیحی می‌گوید من تا به حال دویست بار نهج البلاغه را از اول تا انتها خواندم؛ کدام یک از بچه هیئتی‌ها یک بار نهج البلاغه را روزنامه‌ای مثل مجله ورزشی که ورق می‌زنند مرور کردند؟

پس ما از کجا می‌خواهیم معرفت پیدا کنیم چون معرفت، داخل است، اگر معرفت پیدا نشود بر تربیت من هم اثر می‌گذارد و تربیت پیدا نمی‌کنم هر چه بار معرفتی‌ام بالا برود مؤدب می‌شوم، از و در کجا باید بار معرفتی‌ام بالا برود؟ اگر بار معرفتی سر سفره امام حسین بالا نرفت بار تربیتی هم زیاد نمی‌شود، وقتی من در معرفت و تربیت لنگ بزنم آنوقت در بصیرت هم لنگ می‌زنم.

خیلی از افراد این جمله بصیرت حضرت آقا را سمت فتنه بردند در حالی که حضرت آقا 17 سال قبل از فتنه بحث بصیرت را مطرح کردند، اگر ما آن موقع با این مساله، شعاری برخورد نمی‌کردیم و به آن جنبه معرفتی می‌دادیم و آن را برجسته می ساختیم هیچ وقت 17 سال بعد دچار مشکل تربیتی در این بحث نمی‌شدیم، نمونه عینی‌ آن در انقلاب خودمان بود.

فتنه خیلی برای نظام و جامعه ما هزینه داشت، چون ما آن بعد معرفتی را که رهبر جامعه می‌خواست القاء کند شعاری کردیم و به حاشیه بردیم، حالا در مورد امام حسین هم درست همین مسئله است، ایشان را به حاشیه بردیم نکند خدای ناکرده قلوبهم معک و سیوفهم علیک بشویم؛ اگر این بعدها در ما به منصه ظهور و بروز نرسد احتمال این خطر است.

در زمان پیغمبر این بعد معرفتی و تربیتی و بصیرتی عمل نشد کار به جایی رسید که نیم قرن از رحلت پیغمبر نگذشته سر پسر پیغمبر بالای نیزه رفت، این نکته خیلی هشداردهنده است.

اگر معرفت اجتماع را بالا ببریم، تربیت اجتماع بالا می‌آید

شما اگر معرفت اجتماع را بالا ببرید تربیت اجتماع بالا می‌آید، کار رسانه چیست امام فرمودند رسانه دانشگاه است باید اجتماع را تربیت کند هیئت دارد این کار را می‌کند اگر شما آورد معرفتی هیئت را قوی کنید آورد تربیتی‌ آن هم در جنبه فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود را نشان می‌دهد، یک شخص در هیئت از کوچکترین چیزها می‌تواند بزرگترین چیزها را به دست آورد.

روزی مرحوم سید علی میرهادی که پایه‌گذار این دعای ابوحمزه است، و من 13 ساله بودم که جلسات ایشان حاضر می‌شدم، جمله‌ای به من گفت که در هیئت یک کار نکن همه کار بکن گفتم یعنی چه؟ گفت در هیئت چکار می‌کنی؟ گفتم من از رساله مسئله می‌گویم گفت فقط مسئله نگو، گفت هم مسئله بگو هم حدیث، هم روضه بخوان، هم چایی بریز، هم چراغ را روشن کن هم اکو را وصل، هم جارو کن هم آشپزی، هم کفش جفت کن.

گفتم نمی‌شود باید تقسیم کار شود ایشان گفت گاهی اوقات روی دیگ غذای امام حسین چیزی گیر می‌آید که روی منبر گیر نمی‌آید؛ من آن وقت نفهمیدم که چه می‌گویند بعدها که درس خواندم و داخل کتاب‌های روایی وارد شدم، دیدم که خدا 2000 سال پیش با موسی کلیم در مناجاتش در مورد دیگ امام حسین حرف زده است، حالا اگر بخواهید بگویید در دیگ امام حسین چه گیر می‌آید که ممکن است در منبر نباشد این خود معرفت می‌خواهد.

یعنی ما همه جور همایش برای هیئت‌ها می‌گذاریم همایش مسئولین هیئت‌، سخنرانان، مداحان، اما همایش آشپزها نداریم، تیم آشپزی هیئت‌ها را جمع کنیم همایشی بگذاریم و بگوییم این دیگ با بقیه دیگ‌ها فرق می‌کند، این کیسه برنج با بقیه کیسه برنج‌ها فرق می‌کند، این خود یک معرفت یعنی معرفت آشپزی می‌خواهد، یکی از جنبه‌های مغفول ماندن هیئت همین است که ما فکر می‌کنیم که طرف باید بیاید آشپزی کند و برود.

آن چیزی که ذاکرین می‌خوانند خود یک نکته معرفتی دارد که مغفول مانده است، که ملا عباس مازندرانی با هیئتشان در روستا برای مدتها به کربلا رفتند بعد در تشرفی که حاصل شد حضرت به او فرمود سلام من را به آن پیرمردی که هر شب جمعه به هیئت شما می‌آید و کفش‌ها را جفت می‌کند و چایی می‌ریزد و همراه شما نیامده است، برسان و بگو هر دفعه که به هیئت آمدی انگار به حرم من آمدی.

این خود یک دهه منبر است که معرفت بدهیم که چه کسی چایی می‌ریزد و همیشه به منبر چسبیدیم و... آنهایی که می‌آیند جارو می‌کنند، چایی می‌ریزند.... جایگاهشان کجاست؟ اینها بعدهای مغفولی است که ما اگر به آنها بپردازیم متوجه می شوید این رسانه چه تحول عظیمی در سطح جامعه به وجود می‌آورد.

خود آقای کریمی بعضی اوقات می‌گوید که من حاضرم کل دهه را بدهم آن چیزی که شما مثلا در آبدارخانه یا دم در یا سر خیابان به دست می آورید، آن را بگیرم حاضری عوض کنی می‌گفتند آقا مگر می‌شود؟ ما خیلی آرزو داریم داخل بیاییم، واقعاً این یک نکته تربیتی است.

یک روز خادم مدرسه به مرحوم میرزا آشتیانی که از بزرگان فلاسفه و عرفا و متولی مدرسه مروی بود، گفت آقا من دیشب خودم را کلی نفرین کردم گفت چرا؟ گفتم من دیشب خوابم نمی‌برد و هر ده دقیقه یک بار آب می‌خوردم و هر دفعه بلند می‌شدم می‌دیدم شما در رکوع، سجود یا... هستید به خودم بد و بی راه گفتم که اگر من هم درس خوانده بودم و عمرم را تلف نمی‌کردم به شما می‌رسیدم.

گفت مرحوم میرزا شروع کرد به گریه کردن، گفتم آقا چرا گریه می‌کنید؟ گفت یک معامله با من می‌کنی گفتم چه: گفت کل این 80  سال نماز شب و... را می‌دهم و ثواب سلام بر حسینی که دیشب هنگام آب خوردن گفتی را می‌گیرم و اینها جنبه‌های مغفول مانده هیئت ما است که خیلی‌ از افراد می‌آیند و جلوی دوربین نیستند و سی دی نمی‌شوند اما اثر تربیتی خیلی خوبی دارند.

نسیم: این مسائل مسائل عرفانی و متافیزیکی قضیه بود منظور سوال من جنبه جامعه شناسی و اثرات اجتماعی هیئت است، شاید هیچ عنصر اجتماعی نباشد که بتواند مردم را اینطور پیرامون یک چیز جمع کند. چه چیز از امام حسین است که بین همه ما مشترک است؟

ریاضت: جامع الاطراف بودن امام حسین است، هیئت یعنی جامع الاطراف بودن بعد اجتماعی هیئت همین است که شما هیچ کسی را نمی‌توانید از این دایره  بیرون ببینید، مثالی می‌زنم چند سال پیش در همین امامزاده علی اکبر در اطاق صوت رفتیم بعد از منبر آقای کریمی داشت می‌خواند و دم داد و سینه زدند بعد دیدیم دوربین روی یک نفر که از پشت موی بلند و  بسته ای داشت و یک گردنبند صلیب هم گردنش.

مسیحی ای که در هیأت اباعبدالله شرکت می کرد و سینه می زد

گفتم بر این زوم کنید تا خادم‌ها بعد از جلسه او را بیاورند تا ببینیم درگردنش چیست، بعد بر روی چهره‌اش زوم کرد همزمان با سینه زدن اشک می‌ریخت، بعد از جلسه به او گفتیم که حالا که توفیق حاصل شده است و در مجلس امام حسین هستی این گردنبند طلا و صلیب چیست؟ گفت من مسیحی‌ام، گفتم شما اینجا چکار می‌کنید؟ گفت پارسال روز تاسوعا من از اینجا رد می‌شدم تا به خانه فامیلم بروم دیدم اینجا شلوغ است، آمدم ببینم چه خبر است.

گفتند عزاداری و محرم است، ایستادم و دیدم سخنران شما می‌گوید در این خانه هر چیزی که می‌خواهید می‌دهند روز حضرت عباس هم بود و حرم حضرت عباس اذن دخول نمی‌خواهد، و اینجا هر کس هر مشکلی که دارد جوابش را می‌دهند، من مشکلی داشتم که 14 سال بود حل نمی‌شد، همان جا گفتم اگر اینها راست می‌گویند من نذری برای تاسوعا می‌کنم این را گفتم و رفتم گفت سوار ماشینم نشدم تلفن زنگ زد و مشکل 14 ساله من حل شد.

این آورد اجتماعی هیئت است، ما اول فکر کردیم او از جوان‌های مذهبی هیئتی است که حالا اسیر جبر شده است، بعد متوجه شدیم خیر امام حسین جامع الاطراف است همینطور که در خود کربلا هم جامع الاطراف است، شما می‌بینید وهب مسیحی جذب امام حسین می‌شود زهیر عثمانی مذهب، بعد از 40 سال سرلشکر معاویه بودن در جنگ صفین مقابل امیر المؤمنین بودن، زهیر می‌شود.

کارکرد اجتماعی هیأت همان جذب حداکثر است که حضرت آقا می‌گویند، منتهی ما از آن غافلیم

در آن تعبیر حضرت به زهیر و سعید ابن عبدالله و به عمر ابن جناده می‌فرماید انت امامی فی الجنه از اینجا به بعد من هر کجا که بروم شما جلوی من هستید این حرف خیلی بلندی است، من اصلاً نمی‌توانم قبول کنم که امام حسین چنین حرفی زده باشد ولی آدم به اینجا می‌رسد این یعنی چه؟ می‌خواهیم بگویم فی‌الواقع کارکرد اجتماعی هیئت همان جذب حداکثر است که حضرت آقا می‌گویند، منتهی ما از آن غافلیم.

ما در خیلی از هیئات جذب حداکثری نداریم، حتی در جاهایی جذب که نداریم هیچ دافعه داریم؛ الآن غالب این 2 هزار و 700 هیئت، هیئت‌های انشعابی از هیئت دیگری است یعنی به جای اینکه همدیگر را جذب کنند به بهانه‌های مختلف همدیگر را دفع کردند.

نسیم: درباره متکثر شدن هیئت ها توضیح بدهید.

ریاضت: هفته پیش به همایش مسئولین هیئت‌های شمیرانات رفته بودم فکر می‌کنید شمیران چند هیئت دارد؟ 1300 هیئت دارد؛ البته هر چه بیشتر چراغ به نام اهل بیت روشن شود، نقطه مثبتی است به شرط اینکه آن بحث معرفتی و تربیتی و بصیرتی در آن اجرا شود؛ البته یک کار خوبی که چند سال در شمیران انجام می‌شود این است که همه آن ها در یک دهه نیستند بعضی‌ها دهه اول، بعضی‌ها دهه دوم و بعضی‌ها دهه سوم و این سنت خیلی خوبی است.

در عرصه اجتماعی فعلی جذب حداکثری بزرگترین دستاورد هیئت است

این یعنی ما به هدف رسیدیم در ضمن اینکه تکثر ایجاد شده آن وحدت هم ایجاد شده است، الحمد لله الآن فضا بسیار خوب شده است، آن پارامتر معرفتی بالاتر آمده و موجب برخوردهای تربیتی اجتماعی شده است یعنی دیگر آن فاصله‌ها نیست ولی هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب خیلی فاصله داریم ولی به نظر من در عرصه اجتماعی فعلی ما جذب حداکثری بزرگترین دستاورد هیئت است.

نسیم: هیئت ها اثرات بازدارندگی هم در افراد هم در جامعه دارند، این مورد را بیشتر بسط بدهید.

ریاضت: یادم می‌آید که سال 66 دوستان ما در ریاست جمهوری خدمت امام رسیده بودند به امام گفتند که حوزه خیلی از لحاظ فرهنگی خراب است، چکار کنیم جامعه اصلاح شود امام فرمودند شما نمی‌خواهد جامعه را اصلاح کنید هر کسی برود خودش را اصلاح کند، جامعه را من و شما تشکیل می‌دهیم اگر من و شما و... درست شویم در  بیرون  اجتماع می‌شویم و اگر هر کسی روی خودش کار کند طبیعتاً جامعه اصلاح می‌شود.

لذا امام فرمود این مشکل ما از جایی شروع شد که همه تصمیم گرفتیم دیگران را اصلاح کنیم و خودسازی را فراموش کردیم، من فکر می‌کنم اگر ما این دستاورد در بعد تربیتی هیئت را جدی بگیریم و اگر فرد را اصلاح کنیم جامعه اصلاح می‌شود؛ شما الآن در هر سازمانی یک واحد فرهنگی وجود دارد، هر کسی نمی‌تواند کار فرهنگی انجام دهد.

من یک سئوال دارم امام حسین شب عاشورا برای لشکر عمر سعد سخنرانی کرده است؟ خیر، در روایت داریم صبح عاشورا بیش از چهل نفر از لشکر عمر سعد به این طرف آمدند و این یعنی اثر تربیتی عملکرد امام ح

/ 2 نظر / 25 بازدید
گریه

احسن

مینایی

بابا خیلی باحالی